مصاحبه ی همشهری جوان
سلطان غم ها
کافی است یک ساعتی توی پیاده روی یک خیابان شلوغ راه بروید تا بالاخره از اسپیکرهای حداقل یکی از ماشین ها تیتراژ سریال ((دلنوازان)) را بشنوید.((حال من دست خودم نیست...دیگه آروم نمی گیرم...)).این روزها صدای علی لهراسبی همه جای شهر و به خصوص در ام پی تری پلیرهای جوانان خیلی شنیده می شود.خواننده ای که هرشب با سریال دلنوازان به خانه ها ی ما می آید و از حس تلخ نرسیدن می خواند.و این روزها حسابی سرش شلوغ است.قطعا هم از اینکه این تیتراژ این قدر ماندگار شده خوشحال است و انرژی اش را برای انتشار آلبوم سومش کنار گذاشته.شب ها تا دم صبح کار می کند تا توقع طرفدارهایش را بی جواب نگذارد.با او از دلنوازان-آلبومش و عاشقی حرف زدیم.با همان غمی که توی صدایش است.بگذریم که خودش می گوید آن قدرها هم عاشقانه ی غمگین نخوانده.((من که قطعه های ریتمیک هم خیلی دارم))!
علی لهراسبی همه نوع آهنگی دارد اما در میان آن ها آهنگ ها ی ملایم و غمگین با زمینه عاشقانه بیش از بقیه محبوب شده و سر زبان ها افتاده. این غم این عشق و این حال و هوا از کجا آمده؟ آدم غمگینی هستید؟
نه من آدم غمگینی نیستم اما مفهوم کار عاشقانه خواندن نمی تواند از غم جدا باشد.البته بگذارید واژه ی بهتری را به جای غم بگذاریم.چیزی شبیه دلتنگی یا اضطرابی دوست داشتنی یا دلهره ی شیرین.به نظرم این حس با غم فرق دارد.به نظر من کار عاشقانه خواندن نمی تواند خیلی شاد و شنگول باشد.البته موسیقی هایی به این شکل وجود دارند.من هم با آن ها مشکلی ندارم اما خودم با توجه به کاراکترم ترجیح می دهم عاشقانه بخوانم.البته در آلبوم جدیدم چند تا قطعه عاشقانه ریتمیک هم دارم.این سوالتان را ترانه ی دلنوازان خیلی خوب جواب می دهد.می خوام عاشق بشم اما تب دنیا نمی ذاره...
گفتید با توجه به کاراکترتان ترجیح می دهید عاشقانه بخوانید.یعنی خودتان هم خیلی عاشقید؟
من فکر می کنم همه ی انسان ها عاشقند بعضی ها عشقشان را می شناسند و بعضی ها هم نمی شناسند. خیلی ها هم به اشتباه فکر می کنند که عاشقند و به چیزی عشق می ورزند که عشقشان نیست.عشق زمینی نیست می دانید چرا؟ چون وقتی عاشق یک امر فیزیکی می شوید در نهایت به آن می رسید و وقتی از نزدیک با آن مواجه می شوید می بینید که خیلی از تصورتان کمتر است مخلوقات خدا همه الهام گرفته از عشق او هستند پس نمیشود عاشق نباشیم.
حالا شما چقدر عاشقید؟
مثل اینکه می خواهید ببینید آخرش چه می شود؟!
فکر می کنید چرا این قدر موسیقی تیتراژ دلنوازان گرفت؟اصلا فکرش را می کردید؟
نمی دانم.لابد خوب بوده دیگر! دلنوازان اولین سریال جدی من بود برای همین همه ی سعی ام را کردم تا اشتباه نکنم. بیشترین زمان تولید این موسیقی به فکر کردن گذشت می خواستم موسیقی خالصانه باشد. تقریبا هم هشت تا گزینه داشتم که در نهایت این دو تیتراژ انتخاب شد. البته کسانی هم که با آن ها در این تیتراژ ها کار کردم خیلی موثر بودند. حال و هوای همگی ما شبیه هم بود اما در مورد اینکه می پرسید فکرش را می کردم بگیرد بگذارید رک بگویم در بین اهالی موسیقی جمله ای معروف است که می گوید هیچ کس نمی تواند تضمین کند کاری که انجام می دهد قطعا می گیرد شما نمی توانید در موسیقی از کسی بخواهید کاری انجام دهد که فردا در ایران بترکد در مورد دلنوازان هم همین طور است روزی که با مهران مهام (تهیه کننده) حرف زدم خیلی نگران بود موسیقی خیلی خوبی می خواست من هم همه تلاشم را کردم و نتیجه هم خوب شد.
چه شد که موسیقی این کار به شما پیشنهاد شد؟
این تیتراژ دومین کاری بود که من با حسین سهیلی زاده انجام داده ام.بعد از ((پیله های پرواز))مدت ها بود که من و حسین سهیلی زاده می خواستیم با هم کار کنیم که بالاخره دلنوازان کلید خورد.یک ماه قبل از شروع ضبط کار را به من سفارش دادند و من هم این کار را به آقای عبدالجبار کاکایی سفارش دادم.او هم از ترکیب دو ترانه آن را نوشت که در ادامه کار با ویرایش های مختلفی همراه شد.موسیقی این تیتراژ را هم محسن یگانه نوشت.تنظیم کننده آن بهروز صفاریان بود و من هم آن را خواندم.تیتراژ دوم به نام ((خدایا))هم بعد از 25 شب پخش شد که موسیقی اش حاصل کار فواد غفاری و مهدی خیرخواهی و ترانه اش هم از پویا بیاتی بود.
ترانه ای که برای این سریال خوانده شده هدفمند بوده و مثل بعضی ترانه های قبلی اتفاقی نیست. نه؟
بله سریال د لنوازان یک کار عاشقانه است و درباره اجرای ترانه آن با آقای حسین سهیلی زاده کارگردان و ایرج محمدی و مهران مهام تهیه کنندگان کار خیلی صحبت کردیم. قرار هم بر این بود که یک کار عاشقانه را اجرا کنیم اما طوری نباشد که قصه در ترانه لو برود. ضمن اینکه خیلی هم از فضای قصه دور نباشد به هر حال به دست آوردن ترانه، موسیقی، لحن و فضایی که همه ی این فاکتورها را داشته باشد کار سختی بود.
انگار برای پخش شب اول هم به مشکل خوردید؟
در شب اول ما به میکس قطعه نرسیدیم.بعد از آن هم اتفاق تلخی برای من افتاد چون که این آهنگ با همان کیفیت در اینترنت قابل دسترسی و دانلود شد با تمام این اوصاف من دوست دارم که مردم میکس جدید را گوش بدهند.
نکته ای که در کارنامه شما به چشم می خورد این است که به نظر جزو خواننده های پاپی هستید که تلویزیون از شما حمایت می کند نه؟
اجازه بدهید برای شما کامل در این مورد توضیح بدهم سال 79 بود که من رفتم تلویزیون. روزی که رفتم آقای شهبازیان آن جا بودند. اتفاقا محمد اصفهانی هم آن جا بود دو تا قطعه بردم که گفتند گوش می دهیم و شما راخبر می کنیم بعد از مدتی به من مجوز خوانندگی دادند چون فکر می کنم کارها را خیلی تمیز خوانده بودم. آن کارها در آرشیو ماند دو ماه بعد یک نفر به من زنگ زد که بیا و برای تیتراژ سریال "کلبه سفید" بخوان. بعد یک کلیپ به من پیشنهاد شد به اسم "راز زندگی" این اتفاقات خیلی به من انگیزه داد تا جایی که دیگر نخواندم و رفتم کلاس آواز محمدرضا صادقی بعد از یک سال پرایدم رافروختم و شروع کردم به تولید آلبوم. اولین آهنگی که ضبط کردیم "ترانه ساز" بود که دکتر چراغعلی این کار را انجام داده بود چند روز بعد محمدرضا چراغعلی به من زنگ زد و گفت آقای رسام صدای تو را شنیده و خوشش آمده و بعد تیتراژ سریال ((دریایی ها)) را که قرار بود یک نفر دیگر بخواند خواندم.
بعد از دریایی ها نوبت پیله های پرواز بود.
برای سریال پیله های پرواز آقای جمشید مشایخی تهیه کننده ی کار با من صحبت کرد.فکر می کنید ایشان کجا من را پیدا کردند؟در برنامه زنده "مهتاب" دعوت بودم بعد از برنامه تهیه کننده گفت که تلفن کارت دارد. منشی آقای مشایخی بود گفت مدتی است که دنبال شما می گشتیم ولی کسی شماره ی شما را نداشت. آقای مشایخی با شما کار دارند رفتیم دفتر آقای شاه محمدی.گفتند ما داریم سریالی می سازیم که می خواهیم تیتراژ آن را بخوانی. من صدای تو را در سریال دریایی ها خیلی دوست داشتم . هم چنین "حس غریب" را. همین دو تا کار را هم مردم شنیده بودند. آلبوم من هم آمده بود ولی نگرفته بود.آن موقع من تازه با بهروز صفاریان آشنا شده بودم.بهروز ماکتی از کار "راز" را به عنوان تست پیش آقای مشایخی برد که ایشان خوششان آمد و گفت همین را تمام کنید.
نکته هم همین است که کار بعدی شما هم که خیلی گرفت تیتراژ "عبور شیشه ای" بود.
ماجرای آن ترانه که فرق داشت. محمد قنبری به من، حامی و نیما مسیحا گفت که یک برنامه روتین شبانه دارم. در آلبومتان یک موزیک دو دقیقه ای که به درد این برنامه بخورد دارید یا نه؟ هیچ کس نیاورد. یک روز به من زنگ زد و گفت که چرا هیچ کدامتان موزیک نیاوردید؟ من چند شب دیگر برنامه ام شروع می شود خودش هم نمی دانست که برنامه اش این قدر می گیرد. آن زمان من و بهروز صفاریان از وزارت تعاون کاری را سفارش گرفته بودیم اما این کار را رد کردند و گفتند خیلی بد است. به محمد قنبری گفتم یک کاری دارم که زیاد به برنامه شما نمی خورد(بی تو بودن کار من نیست...) گفت می شود بفرستی و گوش کنیم؟ بهروز از خانه شان آژانس گرفت و کار را فرستاد. این دو نفر اصلا همدیگر را ندیده بودند دو ساعت بعد زنگ زدند و به اتفاق رضا رشیدپور گفتند که این خیلی خوب است بعد هم نوبت سریال های مختلف شد. "هویت" را خواندم چون آهنگسازش شهاب اکبری بود و دوست داشت که من بخوانم. بعد کار سریال جواد هاشمی را انجام دادم که کلی هم نقد شد. خیلی ها می گفتند چرا خواندی؟ به هر حال من شاگرد جواد هاشمی بودم. این همه ی اتفاقاتی است که برای من در تلویزیون افتاده کجا به علی لهراسبی سریال روتین داده اند به غیر از دلنوازان که الان درحال پخش است؟ پس خیلی هم تلویزیونی نیستم.
چند وقتی حال و هوای موسیقی پاپ کشور به حالت سکون در آمده بود و به نظر می رسید انگیزه کار کردن در بین این اهالی از بین رفته!
اینکه کسی انگیزه نداشته اشتباه محض بوده اما تمام کسانی که من می شناسم به سرعت در حال کار کردن بودند هیچ توقفی هم در کارشان نبود. از خود من گرفته تا بقیه. این را که خروجی آلبوم ها به تاخیر افتاده قبول دارم شما باید در شرایطی خوب و مناسب آلبوم موسیقی را به بازار بدهید. امسال اتفاقاتی افتاده بود و تمام شد به همین دلیل عده ای انتشار آلبوم را به عقب انداخته بودند موقعیت مردم برای پذیرش یک آلبوم تازه وارد به بازار خیلی مهم است. مردم باید بتوانند به موسیقی گوش بدهند و فراغت داشته باشند موقعیت خواننده هم خیلی مهم است. شرایط فردی او واز همه مهم تر اینکه انتشار آلبوم او با انتشار آلبوم رقبایش تداخل نداشته باشد چون به این ترتیب سلیقه مردم تقسیم می شود.
به هر حال نمی شود نشست تا شرایط به ایده آل برسد.
ببینید موسیقی اعم از موسیقی پاپ و... وقتی به گوش مردم برسد می تواند شرایط شان را عوض کند مهم این است که موسیقی ابتدا شنیده شود و بعد وارد مرحله ی بعدی شود تا تاثیرگذار باشد. اما آیا مردم ما موسیقی را در وهله ی اول می شنوند؟ الان در شرایطی هستیم که مردم خیلی در شرایط شنیدن موسیقی نیستند در صورتی که اگر بشنوند ما می توانیم کار فرهنگی،اجتماعی کنیم و آن ها را به تفکر واداریم.
این یک قضیه ی دو طرفه است. اول باید آلبوم های متنوع وارد بازار شوند تا مردم گوش بدهند اگر چهره های موسیق پاپ آلبوم بدهند طبیعتا این فضا شکسته می شود و مردم موسیقی را می شنوند.
بله کاملا درست است. برای همین هم من تمام تلاشم را کردم تا آلبومم هرچه سریع تر به بازار بیاید اما اگر آلبوم من آماده بود مطمئنا در تیر ماه آلبوم را بیرون نمی دادم چون در آن روزها مردم آمادگی شنیدن موسیقی را نداشتند.
این روزها در مورد آلبوم جدید علی لهراسبی تا دلتان بخواهد حرف و حدیث وجود دارد.آلبومی که با تاخیر عجیب و غریبی می خواهد به بازار بیاید.
بعد از دریایی ها سه سال طول کشید که مثلث را به بازار بدهید حالا مدام اخبار مختلف در مورد آلبوم جدیدتان وجود دارد اما خودش نمی آید. این آلبوم خیلی طول نکشیده؟ ما فکر می کنیم ممکن است دلیلش زوج شما و بهروز صفاریان باشد که خیلی با هم وسواس روی کار دارید.
در "مثلث" من داشتم خودم راپیدا می کردم. تاخیر در انتشار مثلث تقصیر خودم بود اما حق با شماست جنس کار کردن با بهروز صفاریان و حساسیتی که ما داشته ایم در تاخیر در انتشار آلبوم جدید بی تاثیر نبوده. همیشه در کار کردن با بهروز صفاریان این تاخیر طبیعی است. انتخاب کارها در این آلبوم طول کشیده می دانید چرا چون من می خواستم در این آلبوم جهشی داشته باشم. دوست داشتم جنس موزیکم را عوض کنم برای همین این آلبوم هیچ ربطی به مثلث ندارد این آلبوم خیلی به روزتر است و به لحاظ کلام خیلی ساده تر شده. به نظرم خیلی نزدیک به سلیقه مردم است اما آلبوم بعد اگر عمری باقی باشد یک سال بعد منتشر می شود. قول می دهم!
پس قبول دارید که وسواستان زیادی بوده؟
من واقعا این وسواس را یک ایراد می دانم و دنبال برطرف کردن این اشکال هستم. اعتقاد دارم که وسواس زیاد ممکن است حتی کیفیت را پایین بیاورد اما این بار سعی کرده ام آلبومی را تهیه کنم که با آلبوم های قبلی ام فرق کند.
تیمی هم که در این آلبوم با آنها کار کرده اید کاملا متفاوت با آلبوم های قبلی تان است؟
بله به هر حال آلبومی متفاوت تر از قبل می خواستم. در آلبوم ((14)) بهروز صفاریان مدیریت هنری کار و تنظیم بیشتر قطعات را به عهده دارد. در این آلبوم دوستان خوبم از جمله محسن یگانه، رضا صادقی، مهدی یراحی، امیر و آرش قنادی و محمدرضا چراغعلی در آهنگسازی کمک کرده اند. البته ترانه های آلبوم هم حاصل کار چند تا از همین دوستان است. محسن یگانه، رضا صادقی، روزبه بمانی، عبدالجبار کاکایی، مونا برزویی و فوژان برقیان ترانه های خیلی خوبی برای این آلبوم کنار گذاشته اند.
-----------------------------------------------------------------
مصاحبه ی بانوی شرقی
ترانه هایم سلیقه من است نه زندگیم!
یک روز دل انگیز پاییزی در حالی که باران تمام شهر را شسته بود ما مهمان علی لهراسبی در دفتر تبلیغاتی اش بودیم.دو فنجان چای تلخ و چند تکه شیرینی و یک ضبط و هزاران حرف نگفته...لهراسبی که این روزها صدایش هر شب از شبکه 3 و سریال دلنوازان درحال پخش است و حسابی هم به ذائقه ی مخاطب خوش آمده است معتقد است باید چنین سریال هایی زودتر به او پیشنهاد می شد چرا که او ذائقه ی مخاطب را به خوبی می شناسد و برایش ارزش قائل است و از آن مهم تر ریتم خوبی دارد که با آن می تواند موفق عمل کند.شاید همین موفق عمل کردنش باعث شده است عده ای بگویند سپردن تیتراژ به لهراسبی یعنی موفقیت تضمینی.
علی لهراسبی را باید جزو تیتراژخوان های موفق دانست.اکثر تیتراژ هایی که خواندید با این که رو فیلم و سریال های کم بیننده پخش شده اما توانسته خودش را از قاب تلویزیون بیرون بکشد و به سی دی پلیرهای مردم راه پیدا کند.
شما به من لطف دارید شاید دلیل اصلی اینکه شما و برخی دیگر به این تحلیل رسیدید این بود که من هیچ وقت حاضر نبودم به هر قیمتی در تلویزیون فقط بخوانم من همیشه برای گوش و سلیقه مخاطب ارزش قائل هستم به همین خاطر در انتخاب تیمی که با آن کار می کنم بسیار دقیق هستم.طبیعی است وقتی همه چیز درست سر جای خودش قرار بگیرد کار هم به خوبی دیده می شود.هر چند که آن سریال یا برنامه به قول شما کم بیننده باشد اما اثر به خودی خود قابل شنیده شدن است.درست به همین دلیل اکثر کارهایی که من خواندم به ضبط های مردم هم کشیده شده است.
حالا این جا دوباره برای من سوالی پیش می آید.شما که اکثر تیتراژ هایی که خواندید تا این حد موفق بوده پس چرا در کارهایی می خوانید که کم مخاطب است؟مثلا ما هیچ وقت صدای شما را روی کارهای مناسبتی نشنیده ایم.
این مساله همیشه برای خودم هم جای سوال داشته.گله ی من هم همیشه این بوده که چرا این دست کارها که مخاطب زیادی دارد را باید تنها عده ای خاص بخوانند و دست بر قضا اکثر کارهای این عده هیچ وقت نتوانسته فراتر از قاب تلویزیون شنیده شود.من با آن عده ای که فکر می کنند در تیتراژ های سریال های تلویزیونی هر اثری را با هر کیفیتی بخوانند شنیده می شود مخالفم چرا که تا به امروز تنها کارهایی در میان اذهان عمومی مردم مقبول می افتند که به لحاظ ساختار در سطح قابل قبولی قرار گرفته باشند.از طرفی معمولا تهیه کننده ها خواستار آن هستند که خواننده با آهنگساز فیلم همکاری کند و در بیشتر موارد چون این دو شناخت خوبی به لحاظ کاری و روحی از هم ندارند کار آن طور که باید شنیده نمی شود.در تمام دنیا آهنگسازان فیلم از آهنگسازان آلبوم ها و تک قطعات جدا هستند هرچند که ما افرادی را داریم که در هر دو عرصه موفق هستند ولی تعدادشان چندان زیاد نیست اما تاکید خودم همواره این بوده که با تیم خودم کار کنم یا دست کم با فردی همکاری داشته باشم که به لحاظ فکری به هم نزدیک باشیم.
اما ((دلنوازان)) در کارنامه ی شما اثر دیگری محسوب می شود.این کار هم به لحاظ کیفیت و هم کمیت جزو آثاری محسوب می شود که بسیار پرمخاطب است و تیتراژ پایانی آن تاثیر خوبی روی مخاطب گذاشته است.
همین طور است. دلنوازان جزو کارهایی محسوب می شود که من تا به امروز منتظرش بودم. کاری که از هر جهت دارای ساختار مناسبی است و طبیعی است وقتی یک کار خوب شبانه یک موسیقی با کلام خوب داشته باشد به خوبی شنیده می شود.من دوستان زیادی را داشتم که از نقاط مختلف با من تماس گرفتند و گفتند ما اصلا انتظار شنیدن چنین کاری را از تلویزیون نداشتیم.در هر حال این نتیجه ی اعتماد آقای سهیلی زاده و کار خوب همکاران من عبدالجبار کاکایی، محسن یگانه و بهروز صفاریان است.
خودتان هم سریال دلنوازان را تماشا می کنید؟
اگر فرصت کنم بله چون کار بسیار جذاب است. از طرفی دوستان خوبی در این کار دارم که تماشای بازی شان برای من جذاب است.
شنیدن صدای تو روی بعضی از سریال هایی که این اواخر پخش شد مثل دیدار یا هویت و یا برنامه های ترکیبی صبح گاهی مخاطبانتان را غاقلگیر کرد و در بعضی هایشان این سوال را به وجود آورد که چرا لهراسبی چنین قطعاتی را روی این کارها به اصطلاح حرام کرده است؟
نمی دانم شاید به نوعی سر لج و لجبازی بود.وقتی کارهایی که دیده می شود تنها مختص به عده ای بوده است تو برای آن که حضور داشته باشی مجبوری از بین پیشنهاداتت انتخاب کنی ولی باز هم خوشحالم که کارهایم با اینکه در آن برنامه ها دیده نشد اما بعدها به خوبی شنیده شد و مردم از آن استقبال کردند.این اعتراض مردم نسبت به انتخاب هایم خودش نشانه ی خوبی است.حس اینکه آن ها نسبت به کارت متعصب هستند و از تو توقع دارند.
کار آلبومت به کجا کشید؟
کار من به عنوان خواننده تمام شده است و برای تنظیم نهایی آن را به بهروز صفاریان سپردم.حالا همه چیز بستگی به او دارد ولی فکر می کنم تا یک ماه دیگر آلبوم روانه بازار خواهد شد.
چند قطعه در این آلبوم دارید؟
فعلا حدود 14تا. به این خاطر گفتم که ممکن است تعداد قطعات کم و زیاد شود.
چه اسمی را برای آلبوم انتخاب کردید؟
هنوز هیچ اسمی قطعی نشده است و مشغول رایزنی هستیم. شما اگر پیشنهاد خاصی دارید بگویید.
اگر موافق باشید برویم سر سوالات فانتزی و خصوصی؟
خواهش می کنم.
چقدر شخصیت اصلی ات شبیه قهرمان ترانه هایت است؟
شبیه نمی دانم ولی از درون مطمئنا حسی ما را به هم نزدیک کرده است که من را وادار کرده آن کار را بخوانم.
به نظرتان کدام یک از ترانه هایی که خواندید بیشتر شبیه زندگی تان است؟
این ترانه هایی که می خوانم مطمئنا سلیقه ی من است ولی این دلیل نمی شود که زندگی من باشد.من خیلی با این ترانه ها به لحاظ احساسی ارتباط برقرار کردم و با آن ها حتی گریه کردم اما هیچ وقت فکر نکرده ام که سرنوشت قهرامان ترانه هایم باید لزوما شبیه هم باشد.
گفتید با ترانه های تان گریه هم می کنید؟
بله بالاخره این مساله برای همه ی خواننده ها اتفاق می افتد.
با کدام یک از آهنگ های تان تنهایی اشک می ریزید؟
حس غریب و هم زبانی. با همه ی آشنا بودنم به فضای کار اما گاهی وقت ها کنترل از دستم خارج می شود و...
به نظرتان آدم خوبی هستید؟
به نظر من هیچ کس جز خدا نمی تواند در این مورد نظر بدهد چون منحنی خوبی نسبی است.شاید به نظر خودم خوب به نظر برسم اما رفتارهایم دیگری را آزار بدهد به همین خاطر نمی توانم در این مورد جواب درستی بدهم چون هر کسی پارامترهای خودش را برای خوبی دارد.
تا به حال شده یقه ی خودتان رابگیرید و خودتان را مورد مواخذه قرار دهید؟
بله این اتفاق بارها برایم رخ داده است.من معمولا راجع به کارهایی که انجام می دهم فکر می کنم البته گاهی اوقت این فکر کردن به چالش ختم می شود.
ترانه هایت چه تصویری را در ذهنت تداعی می کند؟
یک غروب دل انگیز پاییزی.
کنار جنگل یا دریا؟
دریا. غروب دریا بی نظیر است. پر از احساس و...
به نظرت ترانه هایت چه رنگی است؟
نارنجی.
اهل آشپزی کردن هستید؟
نه اصلا. یعنی هیچ وقت فرصتش را ندارم.
اگر مجبور شدید چطور؟
یک نیمرو به شیوه ی خودم درست می کنم که اتفاقا خوشمزه هم هست.
شیوه اش چطور است؟
تخم مرغ را با شکر مخلوط می کنم حسابی هم می زنم بعد هم سرخش می کنم.
اگر قرار باشد به یک دوره خاص سنی تان بازگردید کدام دوره را انتخاب میکنید؟
نوجوانی ام.
در زندگی تان حسرت چه چیزی را می خورید؟
اینکه چرا فوتبالیست نشدم.
اهل شیک پوشی هستید؟
کلا لباس پوشیدن متنوع و شیک را دوست دارم.
به خاطر علاقه تان به شیک پوشی یک فروشگاه کت و شلوار و البسه ی مردانه را به راه انداختید؟
نمی دانم شاید(باخنده) ولی جدا از شوخی ما سعی کردیم در این فروشگاه کت و شلوارهای زیبا و جدیدی را به مخاطب ارانه دهیم و نگاه آن ها را به این پوشش تا حدی تغییر دهیم.
متشکرم از اینکه در این گفتگو شرکت کردید.
من هم از شما متشکرم. گفتگوی متفاوت و خوبی بود.
-----------------------------------------------------------------
در آلبوم جدید علی لهراسبی اشعاری از محسن يگانه و رضا صادقي را خواهید شنید
«علي لهراسبي» خواننده ترانه تيتراژ پاياني سريال تلويزيوني «دلنوازان» به عنوان يكي از چهرههاي تلويزيون در هفتهاي كه گذشت، با اشاره به اين كه اگر ترانه درست استفاده شود و سرجاي خود قرار داشته باشد، ميتواند به موفقيت برسد، گفت: قرار نبود قصه «دلنوازان» در ترانه آن لو برود.
لهراسبي كه از نگاه كارشناسان شركت كننده در یکی از نظرسنجي های هفتگي خبر گزاری فارس، به عنوان يكي از چهرههاي برتر تلويزيون در هفتهاي كه گذشت، لقب گرفت، متولد تهران و فارغ التحصيل رشته كارشناسي الكترونيك دانشگاه آزاد كرج از سال 1374، موسيقي را با نوازندگي پيانو نزد مهرداد تاج كريمي آغاز كرد، سپس به فراگيري تئوري موسيقي پرداخت و در بخش موسيقي كودكان و نوجوانان شروع به فعاليت نمود. او در سال 79 با خوانندگي تيتراژ سريال «كلبه سفيد» بهطور جدي وارد عرصه خوانندگي شد و پس از آن حدود يكسال و نيم به فراگيري آواز كلاسيك نزد محمدرضا صادقي مشغول بود. خواندن ترانههاي سريالهاي «درياييها»، «پيلههاي پرواز» و برنامههايي چون صبح بخير ايران، مثلث و عبور شيشهاي از ديگر فعاليتهاي اوست.
با او گفتوگوي كوتاهي داشتهايم؛
يكي از ويژگيهاي «دلنوازان» ترانه «عبدالجبار كاكايي» در تيتراژ فيلم با صداي شما است. در مورد اين همكاري بگوئيد.
پس از سفارش كار «دلنوازان» به ايشان سفارش سرودن ترانه را دادم و اين اولين همكاري ما شكل گرفت. همانطور كه ميدانيد، اينطور كارها پر اديت است يعني زحمت بسياري ميخواهد و طوري نيست كه چند روزه كار تمام و به مرحله نهايي برسد. اين پروسه هم يكي دو روزه نبود بلكه يك ماه قبل از شروع ضبط، كار به من سفارش دادند و من هم اين كار را به آقاي كاكايي سفارش دادم كه ايشان از تركيب دو ترانه، آن را نوشت و در ادامه كار با اديتهاي مختلفي همراه شد.
ترانه اين سريال، خيلي زود بين مردم پرطرفدار شده است. اعتبار يك ترانه را تا چه حد ارتباط آن با مخاطب تعيين ميكند؟
اگر اين اتفاق رخ دهد، خيلي خوب است اما نميتوان لزوما ترانه معتبر را به ويژه در زمينه ترانههاي مربوط به تيتراژ فيلمها و سريالها، به پرطرفدار بودن آن مربوط دانست و ممكن است مخاطب با آن ارتباط برقرار نكند. از سويي شايد هم ترانهاي باشد كه اعتباري نداشته باشد اما مخاطب آن را بشنود.
از همكاران خود در توليد كار بگوئيد؟
موسيقي كار را «محسن يگانه» نوشت، تنظيم كننده آن آقاي صفاريان بود و من هم آن را خواندم. در كل گروه خوبي داشتيم و سعي كرديم آن را با دقت، طوري كه به حال و هواي سريال نزديك باشد، توليد كنيم.
مدتي مرسوم شده بود كه در انتهاي هز سريال تلويزيوني، يك ترانهاي شنيده ميشد كه البته اين اواخر، روند استفاده از ترانه در همه سريالها، كمتر شده و كاهش يافته است. به نظرتان سريالها چقدر به ترانهها نياز دارند و چقدر بايد وجود همخواني بين سريال و ترانه درنظر گرفته شود؟
در اين زمينه، اگر ترانه درست استفاده شود و سرجاي خود قرار داشته باشد، ميتواند به موفقيت برسد. حتي اگر همه سريالها، از ترانه استفاده كنند. از نظر من، البته شناخت ترانهسرا تعيينكننده است و در حقيقت براي ايجاد همخواني، آن كس كه مينويسد، بايد روانشناس خوبي باشد تا بتواند به بهترين وجه، ترانهاي همخوان و تأثيرگذار بنويسد.
سريال «دلنوازان» يك كار عاشقانه است و درباره اجراي ترانه آن، با آقاي سهيليزاده كارگردان و ايرج محمدي و مهران مهام تهيه كنندگان كار خيلي صحبت كرديم و قرار هم بر اين بود كه يك كار عاشقانه را اجرا كنيم اما طوري نباشد كه قصه در ترانه لو برود ضمن اين كه خيلي هم از فضاي قصه دور نباشد. در كل بايد بگويم براي توليد ترانه مؤثر، محتواي شعر و نوع ساختار موسيقي هر دو به هم كمك ميكنند.
و به عنوان سوال پاياني اين گفتوگوي كوتاه، درمورد فعاليتهاي جديد خود بگوييد؟
شديدا درگير ساخت آلبوم جديدم هستم كه هنوز نامي براي آن انتخاب نكردهام. آلبومي كه حدودا 14 قطعه دارد و از اشعار آقاي كاكايي، محسن يگانه، رضا صادقي، بماني و خانم برزويي در آن استفاده كردهام.