سلام
سلام
سلام
ببخشید من یه ذره که نه خیلی خیلی ذوق زده شدم.......
واسه همین فعلا نظم و ترتیب و عکس و پوستر و ... رو بی زحمت بی خیال شین.
فقط اومدم تند و سریع بگم بالاخره خودکشی های همگی بر و بچه ها نتیجه داد![]()
![]()

کنسرت علی لهراسبی
۱۳ ، ۱۴ و ۱۵ شهریور ماه در کاخ سعد آباد تهران

![]()
![]()
فقط خدا کنه این دفعه دیگه عین دفعه های قبل نشه![]()
![]()
![]()
با اینکه به عمرم اینجوری سورپرایز نشده بودم ولی به جای خوشحالی نمیدونم چرا میخوام...
![]()
![]()
میخوام گریه کنـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــم![]()
![]()
![]()

سلام
دیروز حوصله م بد جوری سر رفته بود.
نمیدونستم چی کار کنم ، یه ذره فکر کردم
به این دنیا ، به خودم ، به آدمای دور و برم ، به هدفم واسه زندگی کردن!
بچگی هام زندگی رو خیلی دوست داشتم ولی الان...
نمیدونم چرا ، ولی هر چی فکر میکنم دلیلی واسه زندگی کردن پیدا نمیکنم!
دیگه اطرافیانم و قد بچگی هام دوست ندارم و زیاد بهشون احساس وابستگی نمیکنم!
دیگه برام فرقی نداره چی جوری زندگی کنم ، حوصله م از این دنیا و این کارای تکراری سر رفته.
دنبال یه چیز نو تو زندگیم میگردم ولی چیزی پیدا نمیکنم.
دوست دارم یه جای جدید مثل یه دنیای جدید با آدمای جدید رو تجربه کنم.
چقدر بده آدم واسه نفس کشیدنش بهونه ای نداشته باشه!
نمیدونم ... شاید به قول شادی از عوارض بزرگ شدنه!
از عوارض دل کندن از دنیای بچگی و ورود به دنیای بزرگترها.
دنیایی پر از مه و دود و دروغ و ریا...
یه دنیای پر از ابهام و سرگشتگی!
یه دنیای خالی از احساسات!
یه دنیای خالی از "عشق"...

بیشتر وقتا که به این چیزا فکر میکنم همه ی تقصیر ها رو میندازم گردن آدم و حوا!!!
چون اگه یه ذره وسوسه های شیطان رو تحمل میکردن ما امروز اینقدر بد بختی نمیکشیدیم و تو ناز و نعمت بودیم.
ولی خب آدم ایزاده دیگه...
ما آدما همیشه با دست خودمون همه چیز رو رو سرمون خراب میکنیم.
شاید این تو ذاتمونه!
یکی در آرزوی ثروت بیش از اندازه یه کار خلاف میکنه و آبروی یک عمر زندگی شرافتمندانه شو به باد میده!
یکی از ثروت زیاد نمیدونه چی کار کنه ، میزنه خودشو میکشه!
یکی به خاطر شهرت زیر پای یکی دیگه رو خالی میکنه!
یکی هم به خاطر قدرت زندگی آدمای دیگه رو به آتیش میکشه!
اینه دنیای آدم بزرگا...
ولی چرا؟
اگه این بزرگ شدنه من صد سال سیاه نمیخوام بزرگ شم.
نمیدونم چرا همیشه همه فکر میکنن بچه ها چیزی از عشق سرشون نمیشه و فقط بزرگترا معنی عشق رو میفهمن!
ولی به نظر من بچه ها عاشق ترین موجودات روی زمینن.

اونا عاشق ترن چون پاک ترن
چون بی ریا ترن
چون مهربون ترن
الان شما تو ۱۰ تا آدم بالغ میتونین ۵ نفر رو پیدا کنین که همه ی این خصوصیات رو داشته باشن؟
بچه ها اگه قهر کنن نیم ساعت نشده با هم آشتی میکنن
اگه دعواشون بشه چند دقیقه بعد همه چی یادشون میره
اگه دروغ بگن چشماشون همه چیز رو داد میزنه ، آخرش هم خودشون خودشون رو لو میدن.
خنده هاشون واسه ظاهر سازی نیست.
دلخوشی هاشون تو دنیا چیزای خیلی کوچیکیه مثل یه ماشین و یه عروسک.

تو کارشون دروغ و دقل ندارن.
اگه کسی رو دوست داشته باشن این دوست داشتن از ته ته قلبشونه نه این دوست داشتن های الکی که آدم بزرگا ازش حرف میزنن.
شیرینی زندگیشون یه آب نبات چوبیه ولی خودشون شیرینی زندگی همه ی خانواده شونن.
صادقانه حرف میزنن و تجملات تو زندگی شون جایی نداره.
اصلا معنی قدرت و ثروت و موقعیت اجتماعی و ... رو نمیفهمن.
بزرگ ترین آرزوهاشون هم یه دنیای پر از محبته...
یه دنیا پر از احساس...
یه دنیا پر از عشق...
اینه دنیای کوچولو ها...
حالا به نظر شما کدومش قشنگ تره؟
یا 